فقط یک ذهن زیبا می تواند یک زندگی زیبا خلق کند !

در مکتب زیبا اندیشی شما محکوم به موفق شدن هستید !!!

چرا انگیزه ندارم ؟

چرا انگیزه ندارم ؟ افرادی زیادی برای مشاوره به من مراجعه می کنند و میگویند: چرا انگیزه ندارم ؟

علی ۲۳ سال داشت و به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده بود. او می گفت نمی دانم چرا میل و انگیزه ای برای زندگی و یافتن شغل مناسب ندارم. سحر ۳۰ ساله هم مدتی بود که می خواست لاغر کند اما می گفت دیگر حوصله و انگیزه رژیم گرفتن را ندارم و افراد بسیاری که هر کدام از بی انگیزگی در زندگی شکایت داشتند.

چرا انگیزه ندارم

وجود انگیزه و عدم انگیزه در زندگی از چه عواملی نشات می گیرد:

۱- عامل اول بی انگیزگی در زندگی : انسان‌ها در برابر این موضوع که رویدادهای زندگی تحت کنترل آنهاست یا نه، به دو دسته تقسیم می‌شوند.

گروه اول کسانی هستند که می‌گویند مسئولیت‌ زندگی برعهده خودمان است و سرنوشت را خودمان می سازیم.

گروه دوم برعکس این افراد، باور دارند اتفاقاتی که در زندگی پیش می‌آید، به آنها مربوط نیست و این جبر روزگار است که بر انها چیزی را تحمیل می کند. فردی که احساس می‌کند رویدادها و اتفاقات را نمی‌تواند کنترل کند، باور دارد سعی و تلاشش هم بیهوده است.

مثلا دانش‌آموزی که فکر می‌کند هر چقدر درس بخواند باز هم معلم به او نمره کم می‌دهد برای درس خواندن بی انگیزه می شود. یا کارمندی که باور دارد، مدیر با او سر لج دارد و به کارهایش بها نمی دهد، دست از سعی و تلاش برمی‌دارد و دیگر شور و شوقی برای ادامه کار ندارد.

چرا بی انگیزه ام

۲- عامل دوم : گرفتن تصمیم های زیاد نیز از علل بی انگیزگی محسوب می شود.

اهمیتی ندارد که چقدر منطقی و روشنفکر باشید، شما نمی توانید مدام و پشت سر هم تصمیم بگیرید. در این وضعیت هر چه انتخاب های پیش روی شما بیشتر باشد، انجام آنها توسط مغز مشکل تر می شود و گاهی مغز به دنبال یک راه فرار (در رفتن از زیر کار) خواهد گشت چیزی که آن را بی میلی برای انجام کار می دانید.

خستگی از تصمیم گیری فقط با تصمیم های بزرگ پیش نمی آید. تعداد زیادی تصمیم کوچک هم می توانند به مرور چنین خستگی ای ایجاد کنند. پس اگر انتخاب هایتان را مدیریت نکنید، حال این انتخاب ها کوچک باشند یا بزرگ، به مرور دچار این خستگی و بی انگیزگی خواهید شد.

۳- عامل سوم چرا من انگیزه ندارم : طرد شدن از سوی دیگران می تواند انگیزه را نابود کند.

زمانی که شما طرد می شوید یا حرف های شما پذیرفته نمی شود، تمایل به تلاشتان را از دست می دهید. زیرا فکر می کنید که دیگر هیچ کسی به تلاش شما اهمیت نمی دهد. واضح است که عدم پذیرش شما توسط یک یا چند نفر، اتفاق مهمی نیست و به معنی طرد شدن از کل انسان ها نیست، اما اثری که روی شما می گذارد ممکن است به همان اندازه بزرگ باشد.

زندگی بالا و پایین های بسیار دارد اگر یاد نگیرید که چگونه انگیزه و امید خود را حفظ کنید هر زمان که اتفاق ناخوشایندی برایتان بیفتد، شدیداً احساس ناخوشنودی خواهید کرد.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.