فقط یک ذهن زیبا می تواند یک زندگی زیبا خلق کند !

در مکتب زیبا اندیشی شما محکوم به موفق شدن هستید !!!

هدف چیست ؟

در این مقاله می خواهم در مورد موضوع مهم «شیوه صحیح هدفگذاری» با شما صحبت کنم. قطعا اگر تا پایان مقاله همراه ما باشید می توانید یک تغییر و تحول بزرگ در زندگی تان ایجاد کنید.

ضمنا با یکبار خواندن این مقاله کنار نگذارید زیرا حتما بروزرسانی خواهد شد و مطالب جدید و به روز در آن قرار خواهد گرفت.

در ابتدا یک تعریفی از هدف داشته باشیم.

هدف چیست ؟

هدف چیست ؟ داشتن هدف در زندگی چقدر مهم است؟ چرا بعضی ها هدف ندارند؟

چرا گاهی با شور و اشتیاق هدفی را انتخاب می کنید اما مدتی بعد بی انگیزه می شوید؟

از کجا دریابید که در چه زمینه هایی استعداد و قابلیت دارید و علاقه مندی هایتان بیشتر در چه موضوعاتی است؟ چگونه هدفی صحیح را که در راستای علایق و استعدادهایتان هست را انتخاب كنید؟

بعد از آنكه هدف خود را انتخاب كردید، در ارتباط با آن باید چه كارهایی را انجام دهید؟ و…

سوالات بی شماری که قصد دارم در این مقاله به آن بپردازم تا شما دوست عزیز بتوانید هدف خود را در زندگی مشخص کنید به آنچه می خواهید دست یابید.

تعریف هدف : هدف خواسته دقیق و روشن و وضعیتی است كه می ‌خواهید در آینده داشته باشید که مدام ذهن شما را برای رسیدن به آن درگیر خود می کند.

 هدف همان خواسته ای ‌است که می‌خواهید به آن برسید یعنی رسیدن به آن‌ چه می خواهید و می ‌توانید باشید. هدف همان تصاویر خوبی ‌است که در ذهن، از خود و زندگی آینده خود ساخته‌ اید. هدف همان نتیجه ای ‌است که در اثر برنامه ریزی، تلاش و پشتکار شما به دست می ‌آید.

هدف گذاری

چرا داشتن هدف در زندگی این قدر مهم است؟

داشتن هدف ضروری است چون حرکت بدون هدف معنایی ندارد. وقتی هدف ندارید در چه راهی قدم خواهید گذاشت؟ مگر فرقی هم می‌ کند که به کجا بروید؟

هدف گذاری

این مثال در مورد آدم ها هم همین طور است. خیلی افراد بدون هیچ هدفی زندگی می کنند و اگر از آنها بپرسید برنامه فردایشان چیست، می گویند: «نمی دانم، حالا تا فردا خدا بزرگه، اصلاً تا فردا کی مرده کی زنده.»

یا اگر بپرسید بعد از اتمام تحصیلات می خواهید چکاری را شروع کنید می گویند: «هر کاری پیش بیاد، باید ببینم چی میشه.»

دوست عزیز! اگر نتوانید وضعیت خود را در آینده مشخص كنید،‌ ناچار محیط اطرافتان، وضعیتی را به شما تحمیل می‌ كند و مثل کشتی بدون مقصدی می شوید که در دریای پر تلاطم اختیارش به دست بادها می افتد.

وقتی هدف نداشته باشید یک زندگی تکراری و بیهوده خواهید داشت. شبها که به رختخواب می روید شوق و انگیزه ای برای از خواب بیدار شدن و طلوع دوباره خورشید ندارید. صبح بدون هیچ انگیزه ای از خواب بلند می شوید. به خود می گویید: «از خواب بیدار شدن من چه فایده ای دارد»

واقعا شما دوست دارید چنین زندگی داشته باشید؟ آیا می خواهید شرایط بیرونی و آدم های اطرافتان سرنوشت شما را به دست بگیرند؟ آیا می خواهید یک زندگی یکنواخت و بیهوده را ادامه دهید؟

اصولاً همه مردم کار و فعالیت می کنند. شما هم در بین اطرافیان خود می بینید که برای خود شغلی دارند از صبح تا شب سر کار هستند اما اگر از همین آدم ها بپرسید هدف آنها در زندگی چیست جواب اکثرشان این است که «اِ اِ اِ نمی دونم» یا «باید راجع بهش فکر کنم»

یا اگر بپرسید از زندگی خود، فعالیت روزانه و شغل راضی هستند جواب می دهند: «نه از سر اجبار است. به خاطر ازدواج مجبور شدم هر چه زودتر شغلی برگزینم، به دلیل بی پولی این کار را انتخاب کردم، به خاطر چشم و هم چشمی با دختر خالم به کلاس آموزشی شنا رفتم و …»

قطعا این افراد هرگز به جایگاهی که دوست دارند و لیاقتش را دارند نمی رسند.

شما هم اگر هدف هایتان را ندانید زندگیتان با شانس، تصادف و جبر شرایط محیطی پیش می رود، به چیزهایی می رسید که برایتان اتفاق بیفتد به جای اینکه خودتان آن اتفاق ها را ایجاد کنید.

تعیین هدف حس خوبی در شما به وجود می آورد زیرا می دانید فعالیت هایی که در طول روز انجام می دهید به آنچه که نهایتاً در زندگی خود می خواهید منتهی می شود.

این حس خوب انرژی و انگیزه شما را برای زندگی چندین برابر می کند. خوشحال هستید از اینکه می توانید سرنوشت زندگیشان را خود رقم بزنید و زندگی دلخواهتان را بسازید.

هدف ما در این مقاله هم همین است. ما می خواهیم شما شیوه صحیح هدفگذاری را به شما آموزش می دهیم تا شما هم بتوانید زندگی که همیشه در رویاهایتان به آن می اندیشید را برای خود بسازید.

آیا تا به حال به این اندیشیده اید که چه ویژگی باعث می شود یک فرد شکست ناپذیر و موفق باشد؟ بله! داشتن هدف مشخص.

یکی از ماندگارترین نام های دنیای بسکتبال مایکل جردن است.

او در دوران کودکی عاشق بسکتبال بود. هدف او این بود که بسکتبال را به عنوان حرفه اصلی خود انتخاب کند ولی قبل از رسیدن به موفقیت هایش، بارها شکست را تجربه کرده است. 

او زمانی که در دبیرستان بود به بسکتبال علاقه بسیاری داشت، اما هرگز نمی توانست به تیم اصلی مدرسه راه پیدا کند. اما این موضوع باعث نشد که او ناامید شود و از کار و تلاش دست بکشد، بلکه تلاش خود را چند برابر کرد، بیشتر تمرین کرد و توانست سال بعد عضو تیم بسکتبال شود.

هدف گذاری

شما هم اگر مثل افراد موفق برای زندگی خود هدف مشخص و روشنی داشته باشید قطعا با انگیزه بیشتری تلاش می کنید، از موانع، مشکلات و سختی های در طول مسیر ناامید نو خسته نمی شوید.

شاید برای شما جالب باشد که بدانید ۹۷ درصد مردم دنیا از استعدادها و توانایی های خاص و منحصر به فردِ خود آگاه نیستند و  در زندگی خود هدف مشخصی ندارند پس مجبورند برای کسانی که از این توانایی ها آگاه و هدفمند هستند، کار کنند!

دلیل این عدم آگاهی کاملاً واضح است. این آموزش ها در جایی گفته نمی شود و به همین خاطر است که اکثریت مردم فقط از رویاهایشان صحبت می کنند یا هربار که برای خود هدفی تعیین می کنند، با ناکامی مواجه می شوند.

اما علت این ناکامی ها چیست؟

تا به حال درمورد همسو بودن استعداد های انسان با اهداف چیزی شنیده اید؟

جالب است که بدانید شما در درون خود چند ویژگی منحصر به فرد دارید که با پیدا کردن آنها می توانید به یک نابغه تبدیل شوید!

هدف تعیین کردن شاید خیلی راحت به نظر برسد ولی چیزی که مهم است اینست که این اهداف چقدر با استعدادهای درونی مان سازگار است؟

خب از کجا بفهمیم که استعدادهای درونی ما چیست تا بر اساس آن برای خود هدف تعیین کنیم؟

چگونه استعداد های نهفته خودمان را کشف کنیم ؟

چگونه تبدیل به یک نابغه شویم ؟

هدف گذاری   من یاسر مهدویان ، نویسنده، سخنران و مدرس دوره های مهارت های فردی و پایه گذار مکتب زیبا اندیشی در ایران

در فایل صوتی « هدف گذاری به روش نابغه ها » به روش صحیح هدفگذاری را به شما آموزش می دهم.

هدف گذاری

برای شروع و قدم گذاشتن در مسیر خواسته هایتان باید انگیزه لازم و کافی را داشته باشید.

اگر انگیزه نداشته باشید یا اصلا قدمی بر نمی دارید یا کارتان را نصفه و نیمه رها می‌کنید.

هدف چیست ؟ احتمالا برای شما هم پیش امده که هدفی را تعیین و با شور و اشتیاق شروع به حرکت می کنید.

به خود می گویید: «دیگر تمام شد، دیگر هیچ چیز نمی تواند مانع من شود و …» اما چندی بعد بنا به دلیلی (مثل یک اشتباه یا شکست) همه چیز فراموش می شود و دیگر اثری از آنهمه شور و اشتیاق اولیه نیست.

شما در این مقاله می آموزید چگونه انگیزه و انرژی خود را حفظ کنید تا ناهمواری های مسیر شما را پشیمان، ناامید و خسته نکند.

هدف گذاری

من می خواهم روش های ایجاد و حفظ انگیزه را آموزش دهم تا با انگیزه و شور و اشتیاق فراوان به سمت خواسته های خود حرکت کنید و یک زندگی جدید، زندگی که دلخواهتان هست را شروع کنید. 

انگیزه ما را وادار به حرکت می کند تا کاری که واقعا دوست داریم انجام دهیم یا به خواسته ای که واقعا داریم برسیم.

می خواهم با یک مثال نقش و اهمیت انگیزه را در رسیدن به هدف هایتان توضیح دهم.

دانش آموزی را در نظر بگیرید. هدفش این است در کنکور سراسری در رشته پزشکی قبول شود.

او بی روحیه است. انگیزه و انرژی ندارد. با شور و اشتیاق تست نمی زند. ساعات درس خواندن او با بی حوصلگی سپری می شود. برای خواندن دقیق تر و مفهمومی ، برای زدن تست های بیشتر نیز تلاش نمی کند.

به نظر شما آیا این دانش آموز نتیجه دلخواهش را کسب می کند؟

او در آزمون شرکت می کند و بدترین نتیجه را می گیرد زیرا درست درس نخوانده است.

درنقطه مقابل یک دانش آموز باانگیزه و پر انرژی را در نظر بگیرید که هدف او هم قبولی در رشته پزشکی است.

او آنقدر انگیزه دارد که ساعات درس خواندن خود را بیشتر می کند. در کلاس های تقویتی، تست زنی و آزمون های آزمایشی شرکت می کند و جالب است که در این مسیر نه تنها احساس خستگی نمی کند بلکه روز به روز تلاش خود را بیشتر و بیشتر می کند. چرا؟ چون شاد و با انگیزه است. او در آزمون سراسری شرکت می کند و رتبه خوبی را کسب می کند.

پس ببینید چقدر مهم است که قبل از قدم گذاشتن در مسیر هدف هایتان، انگیزه و روحیه قوی داشته باشید. در غیر اینصورت با یک شکست کوچک خیلی زود روحیه تان ضعیف می شود، خود را بازنده میدان می بینید و از هدفتان منصرف می شوید و آن را رها می کنید.

برای داشتن انگیزه این نکته را به یاد داشته باشید که انگیزه سن و سال نمی خواهد.

من افرادی را دیده ام که وقتی سن شان از مرز 30 یا 40 سال گذشت می گویند: «من 35 سالمه دیگه از من گذشته، دیگه آن شور و قدرت جوانی را ندارم که چنین و چنان کنم. دیگه مثل قدیما حال و حوصله ندارم و …»

وقتی به آن ها پیشنهاد ادامه تحصیل داده می شود می گویند: «نه ممکن نیست. حافظه مان دیگر به خوبی جوانی نیست.»

وقتی به آنها پیشنهاد راه اندازی کسب و کار مورد علاقه شان داده می شود می گویند: «نه غیر ممکنه. من دیگر جون و قوه 10 سال پیش را ندارم.»

به راستی چه اتفاقی افتاده است؟ خیلی از ما فکر می کنیم که با افزایش سن، رشد مغز متوقف می شود. قدرت مان کم می شود. چرا؟

من کارآفرینی را می شناسم که در سن 60 سالگی کسب و کار مورد علاقه اش را راه اندازی کرد یا پیرزنی که در سن 80 سالگی ادامه تحصیل داده است. چه فاکتوری اینها را در این سن و سال به تلاش و حرکت وا داشته است؟

خب معلومه! انگیزه قوی و اشتیاق برای رسیدن به خواسته شان.

این انگیزه است که انسان را هر روز جوان تر می کند. اگر شما در زندگی انگیزه ای محکم و قوی داشته باشید نه تنها پیر نمی شوید، بلکه هر روز جوان تر می شوید و توانایی هایتان نیز افزایش خواهد یافت.

شما هر چیزی را که بخواهید می توانید به دست بیاورید فقط باید ابتدا انگیزه و انرژی لازم را داشته باشید.

رسیدن به اهداف و رویاهایتان حق شماست.

داشتن هر چیزی که می خواهید، یک زندگی آسوده، زندگی در خانه رویایی با همسر رویایی، سفرهای زیاد، لباس های زیبا، غذاهای خوشمره حق شماست.

شما می توانید اینها را داشته باشید به شرطی که اول از همه باور کنید «می توانید».

هدف گذاری
هدف گذاری

پیشنهاد می کنم اگر به دنبال انگیزه ای قوی برای شروع یک زندگی جدید و دلخواهتان هستید باید روش صحیح آن را بیاموزید. در این فیلم به شما آموزش می دهیم چکار کنید تا با اشتیاق در مسیر خواسته هایتان حرکت کنید و هیچ چیز و هیچ کس مانع موفقیت شما نشود.

برای شروع مهم ترین قدم ایجاد انگیزه قوی در خود است.

هدف گذاری

راهکار اول: هدف هایتان را صحیح انتخاب کنید.

وقتی در زندگی تکیف خودتان با خود مشخص نیست، وقتی نمی دانید چه خواسته ای دارید، پس چطور می‌خواهید در خود انگیزه ایجاد کنید؟

هدف گذاری

خیلی از مواقع بی انگیزه اید چون بِلاتکلیف هستید.

اصلا نمی دانید می خواهید چکارشوید؟ نمی دانید در کنکور می خواهید چه رشته ای را انتخاب کنید؟ نمی دانید چه شغلی داشته باشید؟ نمی دانید همسرتان باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ نمی دانید چه کلاس آموزشی بروید؟ چه مهارت هایی را فرا بگیرید.

وقتی مقصد برای شما معلوم نباشد و ندانید چه مسیری را باید بروید، مدام از این شاخه به آن شاخه می پرید. هیچ کاری شما را راضی نمی کند.

وقتی هیچ تصوری از مقصد دلخواهتان نداشته باشید معلوم است که انگیزه ای هم برای رفتن در آن راه ندارید.

گاهی هم بی انگیزه اید چون درست به هدف نزده اید. شیوه صحیح هدفگذاری را بلد نیستید.

هدفی را برای خود مشخص کرده اید اما این هدف مناسب شما نیست. در ابتدا با اشتیاق آن را دنبال می کنید اما بعد مدتی می فهمید که اشتباه کردید بنابراین انگیزه تان را از دست می دهید.

برای اینکه انگیزه داشته باشید اول از همه باید هدف داشته باشید.

یک هدف گذاری خوب و حرفه ای می تواند یک انگیزه خوب در شما ایجاد می کند که می تواند باعث تلاش بیشتر و بیشتر شما شود.

اگر در انتخاب هدف تردید دارید و می خواهید زندگی دلخواهتان را بسازید اما نمی دانید از کجا و چگونه شروع کنید، پیشنهاد می کنم فایل صوتی « هدفگذاری به روش نابغه ها » را تهیه و گوش دهید.

هدف گذاری

اگر قبلا برای خود اهدافی انتخاب کردید اما بعد از مدتی، انگیزه خود را از دست دادید و نیمه کاره رها کردید، مشکل از شما نیست، مشکل از نحوه هدف گذاری و همسو نبودن اهدافتان با استعدادهایتان است.

اگر استعدادها و توانمندی های نهفته خود را کشف کنید و مطابق آنها هدف هایتان را پیدا کنید و زندگی که دوست دارید را برای خود بسازید قطعا هیچگاه به زندگی دیگری حسرت نخواهید برد.

اما کشف قابلیت هایتان و انتخاب هدف بر اساس آن نیاز به آموزش دارد.

متاسفانه هیچ جا به ما یاد نداده اند که چگونه می توانیم استعداد های خود را کشف کنیم و همین می شود که اکثرا در حسرت رویاهایمان می مانیم.

ما فایل صوتی « هدفگذاری به روش نابغه ها » را به شما پیشنهاد می دهیم.

در این فایل صوتی آموزشی تکنیک های تخصصی و تمرین های عملی برای یافتن استعداد منحصر به فرد شما و هدفگذاری بر طبق آنها را آموزش داده ایم.

اگر می خواهید …

  • استعدادهای نهفته خود را شناسایی کنید.
  • شیوه صحیح هدفگذاری را یاد بگیرید.
  • هدف هایتان را بر طبق استعداهایتان انتخاب کنید.
  • چرا اغلب بعد از انتخاب هدف، دلسرد می شوید و دنبال رسیدن به اهدافتان نمی روید.

محصول آموزشی « هدفگذاری به روش نابغه ها » را حتما تهیه کنید و گوش دهید تا در انتخاب هدف هایتان اشتباه نکنید و یک عمر مسیر نادرست را نروید.

به شما پیشنهاد می کنم اصول صحیح هدف گذاری را یاد بگیرید و به آرزوهای قشنگتان در زندگی برسید.

هدف گذاری

راهکار دوم: زمانی که در نیمه مسیر هستید، پشتکار داشته باشید.

وقتی در راه رسیدن به یک هدف هستید، در ابتدا بسیار آسان است که به خود انگیزه بدهید.

در آغاز شما به نتیجه نهایی فکر می‌کنید هنوز با سختی ها و مشکلات در میانه مسیر برخورد نکرده اید، هنوز شکست نخورده اید و پر از شور و شوق و هیجان هستید.

انگیزه داشتن در پایان کار هم بسیار آسان است. زمانی که پایان کار نزدیک است، هیجانِ دیدنِ نتیجه نهایی می‌تواند شما را به سمت جلو سوق دهد.

اما در میانه راه بودن، سخت‌ترین مرحله انجام یک کار است.

در این مرحله شور و هیجان اولیه کم شده است و هنوز هم تا انتهای مسیر راه زیادی در پیش دارید. درست در وسط کار، می‌فهمید که چقدر کار و زمان نیاز است، به پول بیشتری نیاز دارید تا هدفتان را به سر انجام برسانید.

شما خسته و ناامید شده اید، زمان هایی را بی خوابی کشیده اید، سختی کشیده اید، بارها اشتباهاتی مرتکب شده اید، شکست خورده اید، خیلی از لذت های زودگذر را برای رسیدن به خواسته تان رها کردید.

مثل دانش آموزی که برای قبولی در رشته پزشکی باید خیلی از مهمانی ها، تفریح و گردش ها را برای مدتی کنار بگذارد.

حالا چه باید بکنید؟

اگر در میانه راه بی انگیزه شدید این 5 تکنیک را به کار بگیرید تا هدف خود را رها نکنید:

تکنیک اول:

وقتی که در میانه راه هستید، به این فکر کنید که در ابتدا چرا این هدف را انتخاب کردید و می خواستید به آن برسید؟

مثلاً اگر هدف شما این بوده است که «در رشته ورزشی تکواندو قهرمان شوید.»

از خودتان بپرسید: چرا من این رشته ورزشی را انتخاب کردم؟ به این بیندیدشید که شما به دنبال مدال طلا، مشهور بودن، بالا بردن پرچم کشورتان و جوایز ارزشمند آن بودید.

 اغلب اوقات پرسیدن این‌گونه سوال‌‌‌ها از خودتان می‌تواند شما را از نا‌امیدی خارج کرده و انگیزه را به شما برگرداند.

تکنیک دوم:

کنفوسیوس می گوید: «تا زمانی که شما به راه خود ادامه می‌دهید، اهمیتی ندارد که چقدر آهسته حرکت می‌کنید.»

یعنی چه؟ یعنی حتی اگر در میانه راه مدتی بی انگیزه شُدید، کار را کاملا رها نکنید. شاید از سرعتتان کم شود اما آهسته، آهسته و با سرعتی کمتر به راهتان ادامه دهید.

هر روز فعالیت‌هایی انجام دهید که شما را به هدف نهایی‌تان نزدیک می‌کند. حتی اگر این اقدامات کوچک باشند، اهمیتی ندارد، مهم این است که شما در حال حرکت هستید.

به یاد داشته باشید که این وضعیت همیشگی نیست و خیلی زود شروع به کار کنید تا هرچه سریع‌تر از این وضعیت خارج شوید.

تکنیک سوم:

موفقیت های کوچک و بزرگی که تا اینجای مسیر داشتید را با خود مرور کنید. مهم نیست این پیروزی ها چقدر کوچک و جزئی هستند.

در کتاب «اصل پیشرفت»، نوشته‌ی ترزا آمابیل و استیو کرامر، آمده است از پیروزی‌های کوچک برای لذت و به هیجان آوردن خودتان استفاده کنید.

این دو نویسنده، مطالعه‌ای روی ۲۳۸ کارمند از هفت شرکت مختلف انجام دادند و تاثیر موفقیت‌های کوچک و جزئی را بر موفقیت‌های بزرگ‌تر و طولانی‌مدت‌تر مورد ارزیابی قرار دادند.

این دو محقق به اکتشافات مهمی رسیدند. آنها فهمیدند شناسایی و مرور دستاوردهای کوچک روزمره، باعث تقویت روحیه و انگیزه‌ی این کارمندان شده بود، احساسات مثبت‌شان را بیشتر کرده بود و همچنین دید بهتری نسبت به شرکت، همکاران و کارشان پیدا کرده بودند.

روانشناسان دریافتند، هر نوع دست‌آوردی (کوچکی‌ اش مهم نیست) می‌تواند به ما احساس غرور، رضایت و اشتیاق بیشتر برای ادامه مسیر بدهد.

ارزش قائل شدن برای تمام مراحلی که در آنها موفق بوده‌اید، رمز موفقیت و حفظ انگیزه است.

تکنیک چهارم:

دست از سرزنش خودتان بردارید، اشتباه و شکست، اجتناب‌ناپذیر است. 

همه‌ی ما آدمها دچار اشتباه می‌شویم. وقتی سعی داریم به خواسته بزرگی برسیم، گاهی زمین می‌خوریم. این اتفاق بخشی از فرایند رفتن به دنبال آرزوهای بزرگ است.

اگر در میانه مسیر شکست هایی داشتید و اشتباهاتی مرتکب شُدید به جای تمرکز روی اینها سعی کنید از آن درس بگیرید، تجربه کسب کنید و این به امتیازی جهت رسیدن به موفقیت تان تبدیل شود.

من شعار نمی دهم. شما باید از شکست و اشتباهات درس بگیرید، نه اینکه فقط خود را سرزنش کنید و دائما حسرت گذشته را بخورید «چرا این کار را کردم، چرا اینجوری شد، کاشکی این اتفاق نمی افتید و …» را کنار بگذارید.

باید یاد بگیرید که خودتان را ببخشید، بلند شوید و به جلو حرکت کنید.

هدف گذاری

پیشنهاد می کنم فیلم «چگونه احساس گناه را از خودمان دور کنیم؟» را با دقت ببینید و گوش دهید. در این فیلم توضیح می دهیم چگونه با گذشته خود برخورد کنید تا دنیای شما متفاوت شود

دوستی تعریف می کرد: «تصمیم گرفتم یک گلخانه راه اندازی کنم. به این کار علاقه خیلی شدیدی داشتم. با انگیزه قوی و شوق فراوان در این مسیر قدم گذاشتم. اما در پیش بردن کار با موانع و مشکلات زیادی برخوردم. مثلاً در گرفتن مجوز دوندگی زیادی کردم.

البته یک اشتباه بزرگ هم داشتم. مثلاً پول زیادی نداشتم و به جای وام، پول بهره ای گرفتم و در مدتی کوتاه باید سود زیادی را پرداخت می کردم. همین باعث شد نه تنها هیچ سودی نصیبم نشود بلکه هر ماه ضرر زیادی هم بدهم. این برای من درسی شد تا هیچگاه به طرف پول بهره ای نرودم.

مشکلات و موانعی که برای مجوز راه اندازی کار، خرید زمین و قرارداد با کارخانه ها برای فروش محصول داشتم شکر خدا یواش یواش پشت سر گذاشتم.

حالا بعد از 10 سال وقتی به گذشته نگاه می کنم به خودم افتخار می کنم با تمام سختی ها جنگیدم و از میدان به در نرفتم و به اشتباهاتم همچون معلمی بزرگ نگاه می کردم.

داشتن صبر، حفظ شکیبایی، مقاومت، تلاش، در حین یک پروسه‌ی بلند و طاقت‌فرسا، لازم است.

هدف گذاری

همیشه سعی کنید در هر کدام از شکست‌هایتان درس‌های باارزشی پیدا کنید.

از خودتان بپرسید: «از این شکست چه چیزی می‌تونم یاد بگیرم؟»

نباید اجازه دهید ترس از شکست زندگی شما را از کار بیندازد.

تکنیک پنجم:

اگر در میانه راه انگیزه تان را از دست داده اید و دلتان می خواهد پشت پا به همه چیز بزنید از یک دوست یا کسی که قبلا شرایط شما را داشته کمک بگیرید. در انجمن یا کمپین های مرتبط شرکت کنید با افراد مختلف صحبت کنید. از مشکلات و سختی های خود بگویید. درددل، حرف ها و راه حلهای آنها را نیز بشنوید.

مسلما وقتی ببینید افراد دیگری هم بوده اند و هستند که شرایط شما را دارند انرژی می گیرید به خود می گویید: «من تنها نیستم» بعد دوباره شروع می کنید چون آنها هم سختی های زیادی کشیده اند اما بالاخره موفق شده اند و امروز خوشحال هستند.

با اجرای 2 راهکار بالا (یعنی ابتدا هدف هایتان را صحیح انتخاب کنید. دوم زمانی که در نیمه مسیر هستید، پشتکار داشته باشید) انگیزه در وجود شما حفظ خواهد شد.

بعد از ایجاد انگیزه قوی و حفظ آن باید استعدادهای واقعی و قابلیت های نهفته تان را شناسایی کنید. شما باید استعداد و علائق خود را بشناسید و بدانید چه توانایی هایی دارید و بعد بر اساس آنها هدف هایتان را انتخاب کنید.

خیلی از آدم‌ها بدون اینکه هدف مشخصی در زندگی داشته باشند، فقط عمر می‌گذرانند و وقت، انرژی، پول و امکانات شان را صرف کارهای بیهوده و تکراری می کنند.

این دسته از افرادِ بی هدف، شاید تا ۵۰ سالگی یا حتی تا آخر عمر هم نفهمند عمرشان را به پوچی هدر داده‌اند.

اما در این میان ممکن است عده ا‌ی چون هدف زندگی‌شان را پیدا نمی‌کنند، حسابی آشفته، خسته، ناامید، بی انگیزه و بدحال شوند و از اینکه زندگیشان، هیچ مفهومی ندارد، به شدت افسرده شوند.

اغلب‌ ما بعد از اینکه درس‌مان تمام می‌شود، به دنبال خواسته دلمان نمی رویم. می‌رویم سرِ کار تا پول در بیاوریم.

معتقد هستیم: «زندگی خرج داره، باید هر چه زودتر پول در بیاریم ازدواج کنیم، اگه مدتی بیکار دور بگردیم مردم چی میگن و …» همه اینها دست به دست هم می دهد تا هر چه زودتر به دنبال کاری باشیم.

یادمان می رود 5 سال پیش چه علایقی داشتیم؟ قبلا در چه زمینه هایی موفق بودیم و حتی جوایزی نیز کسب کردیم.

خودم بین ۱۸ تا ۲۵ سالگی، مدام داشتم از این شاخه به آن شاخه می‌پریدم. حتی کسب و کارهای زیادی را راه انداختم اما، تازه در 27 سالگی بود که فهمیدم از زندگی چه می‌خواهم. الان خیلی خوشحالم که هدفم در زندگی را پیدا کردم و آن را دنبال می کنم.

به احتمال خیلی زیاد، شما هم مثل من هستید و اصلا نمی‌دانید که از زندگی چه می‌خواهید. این چالشی است که تقریبا همه افراد دچار آن می شوند. «قراره با زندگیم چی کار کنم؟ به چی علاقه دارم؟ توی چی استعداد دارم؟»

گاهی وقت‌ها، آدم‌های ۴۰ یا حتی ۵۰ ساله‌ را می بینم که گِله و شکایت می‌کنند و می گویند: «هنوز نمی‌دانم از زندگی‌ چه می‌خواهم.»

آیا شما هم دوست دارید بعد از گذشت 50 سال از زندگیتان بنشینید و حسرت بخورید؟

 قطعا نه! بیایید یک تصمیم قاطعاته برای زندگی تان بگیرید. به خودتان قول دهید زندگی که دوست دارید برای خود بسازید.

برای اینکه بتوانید هدف خود را پیدا کنید باید این 2 مرحله را اجرا کنید.

  • هدف گذاری
    یک خودکار و دفترچه بیاورید.

    سوالات مرحله شخصیت شناسی و شناخت علاقه مندی ها را با دقت بخوانید و جواب سوالات را درون دفترچه یادداشت کنید.

مرحله اول: شخصیت شناسی

ابتدا خصوصیات اخلاقی و ویژگی های شخصیتی خود را کاملا بشناسید.

1- فردی منطقی هستید یا احساسی و عاطفی. دوست دارید فردی متفکر باشید که عاقلانه رفتار می کند یا فرد عاطفی که با احساسات تصمیم می گیرد. ( مغزتان بر قلب حاکم است یا قلبتان بر مغز )

2- قاطع، محکم و استوار هستید یا نرم و انعطاف پذیر.

3- مهربان و لطیف هستید یا خشک، جدی و خشن.

3- کم حرف، آرام، گوشه گیر، منزوی و متفکر هستید یا پرحرف، پرشور و نشاط و به دنبال جلب توجه دیگران هستید.

4- تجربه چه کارهایی را دوست دارید؟ ( مثلاً بازی والیبال را خیلی دوست دارید، به کارهای فنی علاقه زیادی دارید، هنر آرایشگری را دوست دارید و …)

5- چه کارهایی را دوست ندارید؟ ( مثلاً از بازی ها فکری مثل شطرنج متنفر هستید)

6- چه چیزهایی شما را خوشحال می کند و از دیدن یا تجربه کردن آن لذت می برید؟ ( به طور مثال با دیدن یک قاب نقاشی لذت می برید)

7- چه چیزهایی شما را ناراحت می کند  و با دیدن یا تجربه آن حتی گریه هم می کنید؟ ( مثلا اگر یک تصادف ببینید به شدت به هم می ریزید و گریه می کنید، با دیدن خون حالتان بد می شود)

8- معمولا در جلسات و مهمانی ها منتظرید دیگران به سوی شما بیایند یا خودتان به سمت آنها می روید و سر حرف را باز می کنید. بیشتر دوست دارید با اشخاصی که از قبل می شناسید گفتگو کنید یا به دنبال اشخاص جدید هستید تا با آنها هم گفتگو کنید.

9- به طور معمول دوستان کمی دارید اما روابط صمیمانه ای دارید یا نه با افراد زیادی دوست هستید.

10- کارهای فردی حداکثر با یکی را ترجیح می دهید یا کارهای گروهی را بیشتر می پسندید.

11- به امکانات موجود و توانایی هایی ظاهری که دارید بسنده می کنید و فردی واقع گرا هستید یا خلاقیت و نوآوری در کارها برایتان اولویت دارد و مبتکر و خلاق هستید.

12- دوست دارید در زمینه های مورد علاقه تان اطلاعات خود را بالا ببرید یا نه به همین اندک دانشی که دارید بسنده می کنید.

13- منعطف هستید و در لحظه تصمیم می گیرید یا نه حتما باید برنامه ریزی قبلی داشته باشید. (در کارهایی که به عکس العمل فوری نیاز هست و اصولا پیش بینی نشده است موفق هستید یا در کارهایی که بر اساس طرح و برنامه قبلی باشد.)

14- غالبا خود را ملزم می کنید تا کارها را به طور مشخص و دقیق سر ساعت مشخص انجام دهید یا برایتان مهم نیست حتما در محدود مشخص شده کار انجام شود.

15- زندگی یکنواختی دارید که یک برنامه و کار مشخص را دنبال می کنید یا دارای برنامه های متعدد هستید و مدام از این شاخه به آن شاخه می پرید.

هدف گذاری

مرحله دوم: شناخت علاقه مندی ها

دوم علایق و توانمندی های نهفته خود را در زمینه های مختلف کشف و شناسایی کنید.

1- به چه کارهایی علاقه دارید؟

ما همیشه در کاری موفق می شویم که آن کار را دوست داشته باشیم. معمولا داشتن استعداد رابطه مستقیمی با علاقه ما دارد، یعنی اگر به چیزی علاقه دارید به احتمال خیلی زیاد در آن زمینه استعداد هم دارید.

بهترین راه برای کشف استعدادهایتان این است که فکر کنید به چه کارهایی علاقمند هستید؟

چه کاری را همیشه دوست داشتید انجام دهید اما تا حالا اقدام نکرده اید؟

چه کارهایی است که وقتی دیگران انجام می دهند را می بیند، دوست دارید شما هم می توانستید آن کار را بکنید؟

آنها را لیست کنید و از بین آنها کاری که بیشتر به آن علاقه دارید را تعیین کنید، به احتمال خیلی زیاد در این کار بیشتر از موارد دیگر استعداد دارید.

 

2- در چه زمینه ای موفقیت هایی به دست آورده اید.

به زندگی تان توجه کنید. پرافتخارترين لحظه هاي زندگيتان را به ياد بياوريد. موفقیت در یک زمینه نشان از استعداد در آن است.

 موفقيت ها و دستاوردهاي زندگي گذشته تان را به ياد آورده و در دفترچه تان يادداشت کنيد. حتي موفقيت هايي که در کودکي به آن دست پيدا کرديد. مطمئناً يک نقطه مشترک در همه آنها احساس خواهيد کرد و به همين ترتيب استعداد پنهان تان را کشف مي کنيد.

مثلا اگر در دوران مدرسه همیشه در نمایش ها و تئاترها نقشی بر عهده می گرفتید و به بازیگری علاقه فراوان دارید به احتمال زیاد شما در این زمینه استعداد خوبی دارید و موفق هم می شوید.

اگر معلم حرفه و فن شما مدام از شما تعریف میکرد و میگفت: آفرین چه شال گردنی بافتید، چه بلوزی دوختید، به احتمال زیاد در کارهای هنری مثل خیاطی، گلدوزی و … استعداد خوبی دارید که راه اندازی آموزشگاه خیاطی می تواند جزء هدف های شما باشد. 

 

3- دوست دارید در چه زمینه هایی اطلاعات خود را افزایش دهید.

بیشتر دوست دارید چه کتاب هایی در چه زمینه هایی بخوانید؟( کتاب های سیاسی، فلسفی، تاریخی، مذهبی، تخیلی، روانشناسی و …)

در روزنامه و مجلات بیشتر چه قسمت هایی را می خوانید؟ (قسمت های مربوط به تغذیه و آشپزی، سیاسی، اقتصادی، حوادث، جنایی، ورزشی و …)

وقتی اینترنت می روید بیشتر چه اطلاعاتی را جستجو می کنید و چه سایت هایی می روید؟ ( آیا بیشتر به دنبال این هستید که اطلاعات دینی خود را بالا ببرید، سایت های سیاسی را باز می کنید، مطالب اقتصادی را می خوانید، به دنبال تاریخ جهان و ایران هستید و …)

مثلا ممکن است به اخبار اقتصادی بیشتر توجه کنید. در این زمینه کتاب بخوانید. عضو سایت هایی باشید که در این زمینه مطلب منتشر می کنند. عضو گروه هایی در شبکه های اجتماعی شوید که در این مورد بحث می کنند و شما هم دوست دارید در بحث آنها شرکت کنید.

این موارد می تواند به این معنی باشد که شما در آن زمینه علاقه خاصی دارید و اگر در آن زمینه فعالیت کنید، می توانید به موفقیت های بزرگ و چشمگیری دست پیدا کنید.

 اگر کاری را دوست نداشته باشیم مطمئنا به دنبال افزایش اطلاعاتمان در آن زمینه نیستم و حتی به دنبال اخبار و اتفاقاتی که در آن حوزه می افتد، هم نیستیم.

پسری 26 ساله تعریف می کرد: «نمی دانم هدفم در زندگی چیست، اصلا نمی دانم در چه زمینه ای استعداد دارم تا آن را دنبال کنم و موفق شوم.»

بعد از گرفتن یک تست و پرسیدن سوالاتی از او متوجه شدم که فردی دورنگرا است که به کارهایی که در آن باید با مردم ارتباط مداوم داشته باشد علاقه ندارد. هیچ گاه نمی توان به چنین فردی فروشندگی، مدیر فروش، بازاریابی را پیشنهاد داد.

او به نوشتن علاقه زیادی داشت، اما در چه حوزه ای؟

بعد از صحبت با او دریافتم که کتاب های تاریخی زیاد می خرد. حتی مدتی عضو کتابخانه بوده است و کتاب هایی که به امانت می گرفته در این زمینه بوده است.

در اینترنت مطالب در مورد تاریخ معاصر و پادشاهان جستجو می کند. موزه زیاد می رود.

با جمع بندی اینها به این نتیجه رسیدیم که او باید حرفه ای در این زمینه پیدا کند.

آن پسر بعد از یک سال خبر داد که در یک موسسه مطالعات تاريخ، در قسمت مقاله نویسی آن مشغول به کار شده است. 

 

4- گاهی اطرافیانتان قبل از شما آن را می بینند.

یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز نظرات دیگران را بشنوید. حتی اگر فکر می کنید خیلی درست نباشد. برایتان هزینه ای که ندارد، ابتدا فقط بشنوید.

مردی 40 ساله تعریف می کرد: «وقتی به گذشته نگاه می کنم خیلی افسوس می خورم. کاش می توانستم به 13 سال پیش برگردم. کارم را اصلا دوست ندارد. در یک اداره در قسمت بایگانی مشغول هستم. اما روابط اجتماعی خوبی دارم. همکارانم همیشه به من پیشنهاد می دادند تو که خیلی خوش صحبت هستی به دنبال کاری برو تا استعداد خود را بروز دهی. حتی یکی از همکارانم به من گفت که در صدا و سیما آشنا دارد و شاید بتواند کاری در رابطه با مجری گری پیدا کند.

من تنبلی کردم و فکر کردم شوخی می کنند و برای دلخوشی من این حرف ها را می زنند. اما بعد از 13 سال پشیمانم و می گویم ای کاش در حرفه ای که استعداد داشتم و دیگران هم بر این باور بودند در آن موفق می شوم، قدم می گذاشتم.

بنابرین به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، «آفرین تو در این کار حرفه ای هستی، ای کاش من هم می توانستم اینکار را به خوبی تو بکنم.» اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید.

می توانید از اعضای خانواده، آشنایان و دوستان خود کمک بگیرید. از آنها بپرسید: «از نظر شما من در چه زمینه ای مهارت دارم، در چه زمینه ای احتمال موفقیم زیاد است، چه کارهایی را خوب انجام می دهم؟»

سعی کنید به یکی، دو نفر بسنده نکنید و تا جایی که می توانید از تعداد افراد بیشتری بپرسید. پاسخ هایشان را در دفترچه یادداشت کنید. این جواب ها در نتیجه گیری برای کشف استعدادتان و یافتن هدف بسیار موثر و مفید خواهد بود.

 

 5- کدام کار است که آن را به خوبی و راحت انجام می دهید.

شاید تا به حال دقت نکرده باشید ولی مطمئنا کارهایی هست که انجام دادنش برای شما خیلی راحت است ولی همین کار می تواند برای دیگران بسیار سخت باشد. وقتی کاری را به راحتی انجام می دهید می تواند به این معنی باشد که در آن زمینه استعداد زیادی دارید.

مثلا ممکن است طراحی و نقاشی برای شما مثل آب خوردن باشد، حتی اگر در آن زمینه به کلاس آموزشی هم نرفته باشید. ولی برای یک نفر دیگر کشیدن یک نقاشی بچگانه هم بسیار سخت باشد.

ممکن است یک وسیله برقی مثل اتو را به راحتی تعمیر کنید.

به راحتی با کامپیوتر خود کار کنید انواع نرم افزارها را بشناسید بدون اینکه کلاسی رفته باشید.

شما هم خوب فکر کنید چه کاری را راحت انجام می دهید؟ آن را در دفترچه خود یادداشت کنید.

به این 5 سوال با دقت تمام پاسخ دهید.

پاسخ های شما سرنوشت ساز هستند بنابراین عجله نکنید. با دقت، تامل زیاد، صبر و حوصله این کار را انجام دهید.

هدف گذاری
هدف گذاری
هدف گذاری

اگر باز هم در انتخاب هدف تردید دارید و می خواهید زندگی دلخواهتان را بسازید اما نمی دانید از کجا و چگونه شروع کنید، پیشنهاد می کنم فایل صوتی « هدفگذاری به روش نابغه ها » را تهیه و گوش دهید.

در این فایل صوتی آموزشی تکنیک های تخصصی و تمرین های عملی برای یافتن استعداد منحصر به فرد شما و هدفگذاری بر طبق آنها را آموزش داده ایم.

هدف گذاری

خیلی ها فکر می کنند چون هدفشان را پیدا کرده اند دیگر همه چیز تمام شده است و با یک برنامه ریزی می توانند به هدفشان برسند.

بله! برنامه ریزی لازم است اما کافی نیست.

حال باید بیاموزید برای رسیدن به خواسته تان لازم است چه کارهایی بکنید و چه تکنیک هایی را به کار بگیرید و چه نکاتی را در نظر داشته باشید.

شاید شما برای رسیدن به خواسته تان، راه های مختلفی را تجربه کرده باشید، تلاش های بسیاری هم انجام داده باشید اما نتیجه مطلوب را نگرفته باشید.

وقتی هدف خود را انتخاب کردید، چگونه باید به آن برسید؟

اگر تاکنون هدف هایی را برای خود تعیین کرده اید اما نتیجه نگرفته اید و به آنها نرسیده اید، به شما توصیه می کنم این 4 قدم را مرحله به مرحله طی کنید تا به آنچه می خواهید برسید.

قطعا شما هم اگر این 4 مرحله را اجرا کنید به خواسته خود خواهید رسید.

اگر روش های رسیدن به هدف را بلد نباشیم هرگز به آنها نخواهیم رسید.

80%
Awesome
  • Design

کلیه نظرات شخصا توسط استاد مهدویان پاسخ داده می شوند، لطفا نظر خود را با ما در میان بگذارید. متشکریم

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − چهارده =